در بند اینکه واژه بسازی نمی شوی تسلیم واژه های مجازی نمی شوی من چشم می گذارم وتو گرگ می شوی نه بی گدار وارد بازی نمی شوی تو انتهای عاشقی قوس وگنبدی دلبسته خطوط موازی نمی شوی این دست هفتم است شما حاکم منید یک لحظه فکر اینکه ببازی نمی شوی تا کی تلو تلو بدل مست می شوی؟ الکل تر از محمد رازی نمی شوی پایان این غزل من وخودکار و شعر تو در بند اینکه واژه بسازی نمی شوی
+ نوشته شده در یکشنبه 28 آبان1385ساعت 10:49 توسط حسام بهرامی |