سرگیجه ام آنقدر ها چیز مهمی نیست (حامد عباسیان ) وقتی که زن روی مدار میله می چرخد انگار دنیا در سر گالیله می چرخد کم کم عفونت می کند پروانگی هایش حالا که بختش در خیال پیله می چرخد در تاب تاب ،عباسیش گم می شود هر روز فردا دوباره روی سن بی شیله می چرخد در خاطراتش تیله تیله کودکی می کرد وقتی که چشمانش شبیه تیله می چرخد عریانی اش را می دلارد خوب فهمیده دنیاش تنها با همین یک حیله می چرخد تقویم هایش چند چند درد تحویل است وقتی که زن روی مدار میله می چرخد
وقتی زمین دور سر گالیله می چرخد
دنیای من در چرخه ایی بیهوده افتاده
عمریست توی باور گالیله ، می چرخد
+ نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 15:28 توسط حسام بهرامی |