نیلی چو ابیات در هم یک یاس رو کن برایم تا خانه های جلوتر یک طاس رو کن برایم شیرینی از یادمان رفت در کوچه های غریزه از باغ لبریز باران گیلاس رو کن برایم اخمی فرو خورده داری در متن قابی شکسته از پشت این تخته پاره احساس رو کن برایم خرمن ترین غزل را پیش نگاهت نشاندم یا بوسه زن ساقه ها را یا داس رو کن برایم حوا ترین آدمک ها پیش تو رنگی ندارند در انتهای نبودن ریواس رو کن برایم شاید در این تیرگی ها برگ برنده تو باشی لطفی کن و دست آخر یک آس رو کن برایم 
+ نوشته شده در سه شنبه 19 دی1385ساعت 2:54 توسط حسام بهرامی |