از آن طرف نقاب ها نیلوفر سر بر کردی از آبها نیلوفر چون سبز شدی دگر نمی گنجیدی در حوصله ی کتاب ها نیلوفر مرداب ز رویش تو سرمست ولی سرخند چرا شراب ها نیلوفر گفتی که به منجلاب هم می رویی شفاف تر از حباب ها نیلوفر سیراب شده کویر بی برگی ما از برکت این سراب ها نیلوفر ذهن تو به ساقه ی سوالی پیچید قانع نشد از جواب ها نیلوفر رفتی و دوباره دیدن تو هیهات موکول شده به خواب ها نیلوفر با حلقه ی گیسوی خود اعدامم کن بی منت این طناب ها نیلوفر
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 23:8 توسط حسام بهرامی |