با واژه می شکست خودش را سکوت را وقتی نوشت آینه ی روبروت را اول بنفشه های تو را ثبت کرد وبعد بالای لاله هات دو تا شابلوط را ... در دامنت دوباره به قشلاق می رسید تا می گرفت رد صدای فلوت را او مانده بود و یک غزل منحنی شده وقتی ادامه داد تو را این خطوط را... □□□ ده سال بعد مرد در اعماق آینه گم کرده بود طرح تو را، سمت و سوت را دنبال عطر تو پی تلخی رفتنت هی مست بود تلخی هر ابسولوت را خیس وچروک آمده تا شاعرت شود تا دکمه دکمه وا کنی امشب اتوت را تا توی واژه هاش دوباره غزل شوی لمست کند تو را و تن گلپتوت۱ را مردی کناز دفتر خود گیج می خورد چشم انتظار تا بخری آبروش را ۱- نوعی فرش دستباف که معمولا دارای نقش های برجسته می باشد . این فرش از نقشه های فرش بختیاری است که از نظر تنوع رنگ بسیار ی برخوردار است و علاوه بر استان چهارمحال و بختیاری در استان های دیگر نیز بافته می شود .
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 1:34 توسط حسام بهرامی |