دیروز خاکسترت را به دریا ریختند... امروز تور ماهیگیران پر از حلوا بود
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیزم پس از مدت ها با دو خبر به روزم 1- آلبوم "آسمان شب" با صدای دوست عزیزم شهریار بلوچستانی و آهنگ سازی دوست هنرمندم مرتضی شفیعی و با چهار تصنیف از خودم از جمله تصنیف آسمان شب وارد بازار شده است.دوستان علاقه مند می توانند تهیه فرمایند 2- مجموعه ی اشعارم تحت عنوان"لی لی" با همکاری انتشارات هنر رسانه اردیبهشت به چاپ رسید و وارد بازار شد.دوستانی که تمایل دارند کتاب را تهیه نمایند ، آدرس و شماره تلفن خود را به صورت خصوصی برایم کامنت بگذارند. جا دارد از همه ی دوستانی که در چاپ این اثر به من کمک کردند ، به خصوص دوست عزیز و شاعرم شیما شاه سواران احمدی و همین طور سید احمد حسینی و برزگواری هایش تشکر کنم. از سجاد عزیزم به خاطر طراحی قالب وبلاگ ممنونم شما را به غزلی از این مجموعه میهمان می کنم آرام کسی رد شده اما ضربانش باید بنویسم غزلی تا هیجانش... عطر خوش نعنای تو در حلقه ای از دود سر گیجه ی این شهر،من و نقش جهانش آواز بیاتی و چه خوب است که یک شب عریان بشوی در وسط جامه درانش از روی لب توست که در حاشیه ی قم هی شعبه زده حاج حسین و پسرانش این شعر فقط تاب و تب رد شدنت بود چیزی که عیان است چه حاجت به بیانش دنباله ی موهای تو بر صفحه ی کاغذ آرام کسی رد شده اما ضربانش...
بر شانه هایت شعر داری یا شرابِ مردی کنار دفترش با اضطراب ِ
هی پیچ پیچ شعر او در گیر ودار هی لخت باران خورده زیر آفتابِ هی لاله عباسی دامن لابه لای هی تاب عباسی گیست تاب تابِ درگیر کن بشکن بسوزان دلبری کن تا گر بگیرم در تنم با التهابِ فیروزه های روشن این اصفهان تا آن چشم های روشن زیر لعابِ این بیت های نیمه کاره بعد هر بغض در وصف خوبی های بی حد و حساب حس دوبیتی داشتن توی غزل هام (وقتی دو زلفونت بود تار ربابِ) اصلا تمامش کن همین جا این غزل را برای دانلود کتاب سکسکه های یک مست شهرام میرزایی عزیزم به اینجا بروید

